پایان 1403 با نرخ فقر 30 درصدی
اقتصادي
بزرگنمايي:
پیام ویژه - اعتماد /مرکز پژوهشهای اتاق ایران با تکیه بر گزارش بانک جهانی عنوان کرد: برای کاهش فقر در ایران، رشد اقتصادی باید حداقل 6 تا 8 درصد در سال باشد.
مرکز پژوهشهای اتاق ایران، در گزارش تحلیلی «فقر، رفاه و سیاره: راههای خروج از بحرانهای چندگانه» متکی به گزارش بانک جهانی 2024، عنوان کرده که نرخ فقر در سالهای اخیر در سطح 30 درصد تثبیت شده است. نتایج برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس نیز نشان میدهد نرخ فقر در سال 1403 همچنان در سطح نرخ فقر سال جاری در سطح 30 درصد باقی خواهد ماند. بررسی روند نرخ فقر در سالهای اخیر نشان میدهد به دلیل کاهش قابل توجه درآمد سرانه، جهشهای ارزی و نرخ تورم بالا در سالهای 1397 و 1398 نرخ فقر جهشی 12 واحد درصدی یافته است. بررسیها نشان میدهد جهش مجدد نرخ فقر در صورت تکانههای خارجی دور از انتظار نخواهد بود.
البته در بخشی از این گزارش به وضعیت فقر در ایران بنا بر گزارش اخیر بانک جهانی پرداخته شده که نشان میدهد کاهش قابل توجهی در فقر در ایران رخ داده است. بر اساس این گزارش، نرخ فقر در ایران از سال 2020 تا 2022 کاهش یافته است و این کاهش با الگوی رشد اقتصادی فراگیر مطابقت دارد. بر اساس دادههای بانک جهانی که با استفاده از خط فقر برای کشورهای با درآمد پایینتر از متوسط به دست آمده، حدود 6.1 میلیون ایرانی در این دو ساله از محدوده فقر خارج شدهاند. شرایط موجود فقر نشان میدهد که کشور برای کاهش فقر نیازمند سیاستگذاری هم در سطح اقتصاد کلان و هم در سطح حمایت اجتماعی است. در درجه اول بهبود شرایط اقتصاد کلان که نامطلوب بودن آن در سالهای اخیر عامل اصلی افزایش و تثبیت نرخ فقر بوده، ضروری است.
![]()
رشد اقتصادی و فقر
کاهش فقر نیازمند تحقق رشد اقتصادی مستمر و فراگیر و اعمال سیاستهای تثبیت اقتصادی با هدف کاهش تورم است. به خصوص تورم نقش مهمی در افزایش نابرابری و شکاف فقر داشته و تداوم آن خروج از فقر را سخت و کارایی سیاستهای توانمندسازی و حمایتی را کاهش میدهد. از طرف دیگر، در موضوع فقر نمیتوان به سیاستهای کلان اقتصادی بسنده کرد و اعمال سیاستهای توانمندسازی و حمایتی نیز ضروری است. یک دهه رشد اقتصادی پایین به همراه تورم بالا باعث شده تا خانوارهای ایرانی در دهه 1390 با کاهش رفاه مواجه باشند. بررسیهای مرکز پژوهشها، در دو بخش وضعیت فقر و ویژگیهای فقرا نشان از افزایش فقر دارد.
در بخش اول، کاهش رفاه همه گروههای درآمدی را نشان میدهد که نشاندهنده افزایش فقر است. با کاهش پیوسته درآمد سرانه، به مرور درصد بیشتری از جمعیت کشور به زیر خط فقر رفته و در سال 1400 حدود 30.4 درصد معادل 26 میلیون نفر زیر خط فقر قرار دارند. همچنین نگاهی به شکاف فقر نشان میدهد که فاصله فقرا تا خط فقر نیز بیشتر و در مقابل فاصله غیرفقرا تا خط فقر کمتر شده است. همین موضوع باعث میشود تا جمعیت بالای خط فقر نیز به لحاظ وضعیت رفاهی، تفاوت چندانی با جمعیت زیر خط فقر نداشته باشد. در بخش دوم خصوصیات فقرا بررسی شده است.
نتایج این بخش دو رویه قابل توجه را نشان میدهد؛ اول افزایش فقر است که باعث شده فقرا و غیرفقرا به مرور زمان به لحاظ ویژگی به هم نزدیک شوند و دوم پیدایش برخی علل جدید توضیحدهنده فقراست. اولی به این معناست که با گذر زمان آن دسته از ویژگیهایی که باعث تمایز فقرا از غیرفقرا میشود، مانند عدم برخورداری از شغل، بیسوادی، تحصیلات پایین و تفاوت سنی کمتر شده و ویژگیهای فقرا و غیرفقرا به هم نزدیکتر شده است.
این موضوع تاییدی بر افزایش فقراست که نتایج بخش اول هم نشان میدهد، یعنی افراد صرفا به دلیل نداشتن شغل یا سایر خصوصیات نیست که فقیر میشوند، بلکه بدتر شدن وضعیت اقتصادی و کاهش درآمد سرانه باعث شده تا حتی شاغلان یا افراد با تحصیلات بالاتر نیز فقیر شوند.
اما دومی به این معناست که برخی عللی که ذاتا نباید توضیحدهنده فقر باشند، در سالهای اخیر و با افزایش هزینههای زندگی نسبت به درآمدهای خانوارها، تبدیل به عاملی برای فقر شدند. به عنوان مثال برخورداری از کودک در سالهای میانی دهه 1380 تفاوت چندانی در بین فقرا و غیرفقرا نداشته، اما در سال 1400 برخورداری از کودک در فقرا 14 واحد درصد بیش از غیرفقرا در نقاط شهری بوده است.
سیاستهای حمایتی موفق نبود
افزایش نرخ فقر نشان میدهد سیاستهای حمایتی دولت در سالهای گذشته موفق نبوده و هزینه عمل به تعهدات یارانهای تنها به بار بزرگی روی دوش بودجه تبدیل شده است. در حال حاضر کارشناسان معتقدند که ریشههای اصلی گسترش نرخ فقر در کشور نابسامانی اقتصاد کلان و بهطور خاص تورمهای بالا و مزمن است. به همین دلیل توصیه میشود که سیاستگذاران در زمینه ایجاد ثبات اقتصادی و مهار تورم گام بردارند. کاهش فقر نیازمند تحقق رشد اقتصادی مستمر و فراگیر و اعمال سیاستهای تثبیت اقتصادی با هدف کاهش تورم است.
به خصوص آنکه تورم نقش مهمی در افزایش نابرابری و شکاف فقر داشته و تداوم آن خروج از فقر را سخت کرده و کارایی سیاستهای توانمندسازی و حمایتی را کاهش میدهد. در نهایت میتوان گفت در مسیر کاهش نرخ فقر نمیتوان تنها به سیاستهای سطح کلان بسنده کرد و اعمال سیاستهای توانمندسازی و حمایتی با تاکید بر گروههای آسیبپذیر نیز ضروری است.
پوشش بیمه فراگیر
با توجه به اینکه اختلاف معناداری در برخورداری از شغل رسمی (دارای بیمه) بین فقرا و غیرفقرا وجود دارد، بنابراین پوشش بیمه فراگیر مشاغل میتواند یک سیاست حمایتی برای شاغلان در جلوگیری از ابتلا به فقر باشد.
توانمندسازی و آموزش مهارتهای شغلی
در بررسی ویژگیهای شغلی فقرا مشاهده شده که یکی دیگر از تفاوتهای شغلی فقرا و غیرفقرا در برخورداری از مشاغل ساده است. به نحوی که درصد برخورداری از مشاغل ساده در بین فقرا اختلاف معناداری با غیرفقرا دارد. از این رو توانمندسازی و برنامههای آموزش مهارتهای شغلی یک توصیه سیاستی برای حمایت از خانوارهای فقیر است.
تداوم برنامههای سوادآموزی
یافتههای گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد که نرخ باسوادی تفاوت معناداری در بین فقرا و غیرفقرا داشته و با افزایش سالهای تحصیل نیز احتمالا از میزان فقر کاسته میشود. بنابراین تداوم برنامههای سوادآموزی به خصوص برای خانوارهای فقیر و تسهیل افزایش سالهای تحصیل آنها یک سیاست حمایتی برای بهبود وضعیت معیشت فقرا خواهد بود. بر اساس مطالعات بانک جهانی، کشورهایی که توانستهاند فقر را بهطور چشمگیر کاهش دهند، معمولا رشد اقتصادی بالای 5 درصد به صورت پایدار و همراه با بهبود توزیع درآمد داشتهاند.
به عنوان مثال، چین و هند با رشد اقتصادی 7 تا 10 درصد در سال و سیاستهای کاهش نابرابری، موفق به کاهش فقر شدهاند. ایران با چالشهایی مانند تحریمها، وابستگی به نفت، تورم بالا و نابرابری نسبی مواجه است.
برای کاهش فقر در ایران، رشد اقتصادی باید حداقل 6 تا 8 درصد در سال و همراه با سیاستهای توزیعی، ایجاد اشتغال و سرمایهگذاری در بخشهای اجتماعی باشد.
در نتیجه، رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست، بلکه باید همراه با بهبود توزیع درآمد، ایجاد فرصتهای شغلی و سرمایهگذاری در بخشهای اجتماعی باشد تا فقر بهطور موثر کاهش یابد.
وضعیت رفاه مشترک در ایران
روندهای اخیر ایران حاکی از پیشرفت در زمینه کاهش فقر و بهبود نابرابری درآمدی بر اثر رشد فراگیر و پرداخت یارانه نقدی است. در فاصله سالهای 1399 و 1401 نرخ فقر طبق معیار درآمد روزانه 6.85 دلار به میزان 7.4 واحد درصد کاهش یافته و از 29.1 درصد به 21.9 درصد رسیده است. یعنی 6.1 میلیون نفر از مردم ایران به بالای خط فقر آمدهاند. بر اساس خط فقر طبق معیار کشورهای با درآمد متوسط پایین یعنی 3.65 دلار در روز، نرخ فقر از 6.1 درصد به 3.8 درصد رسیده است.
رشد کلی مصرف بر اثر افزایش درآمدهای ناشی از دستمزد و خوداشتغالی در بخش غیرنفتی، بر کاهش نرخ فقر تاثیرگذار بوده است. برنامههای اجتماعی شامل یارانه نقدی و همسانسازی حقوق بازنشستگان نقش مهمی در کاهش فقر داشته است. باوجود کاهش ارزش واقعی یارانه نقدی بر اثر تورم، تعدادی پرداخت تکمیلی (مانند طرح کالابرگ) از سال 1398 آغاز شده است.
البته نابرابریهای منطقهای در داخل ایران همچنان وجود دارد و نرخ فقر در مناطق روستایی حدود دوبرابر مناطق شهری است. بهرغم کاهش اندک فقر، ولی نابرابریهای قابل توجهی از حیث منطقهای در ایران وجود دارد. مناطق روستایی و تا حدودی مرزی، به خصوص منطقه جنوب شرق ایران، بهطور نامتناسبی از شیوع فقر بالایی برخوردار است. اکثر جمعیت فقیر ایران در مناطق روستایی و مرزی ساکن هستند. طبق برآوردها، بیش از یکسوم جمعیت روستایی ایران در سال 2022 به عنوان فقیر طبقهبندی شده است.
ازنظر نابرابری درآمد، بهبود جزیی در مناطق شهری وجود داشته ولی در مناطق روستایی، همراه با افزایش جزیی بوده است. به عنوان مثال سیستان و بلوچستان بالاترین نرخ فقر را دارد و نزدیک به دوسوم ساکنان آن در سال 2022 در فقر زندگی میکنند. اگرچه این کاهش نسبت به 70 درصد ثبت شده در سال 2020 نشاندهنده کاهش است، اما نرخ فعلی همچنان به طرز نگرانکنندهای بالاست و بهطور قابل توجهی فراتر از میزان فقر است. در کرمان 40 درصد فقیر هستند در مقابل، نرخ فقر در تهران، پایتخت 13 درصد و در کم برخوردارترین استانهای اصفهان، مازندران و مرکزی زیر 8 درصد است. از سال 2020 تا 2022 تقریبا همه استانها شاهد کاهش نرخ فقر بودهاند، به استثنای استان اردبیل که تقریبا 3 واحد درصد افزایش جزیی را تجربه کرده است. طبق بررسیهای بانک جهانی، پیشبینی میشود که رشد تولید ناخالص داخلی در بازه 1403 تا 1405 به میانگین سالانه 2.8 درصد برسد. کاهش میزان تقاضای جهانی، تحریمها، کمبود انرژی، محدودیتهای نقدینگی، کاهش انباشت سرمایه و تنشهای ژئوپلیتیکی بر چشمانداز رشد اقتصادی تاثیر میگذارد.
پیشبینی میشود که تولید ناخالص داخلی در سال، 1403 به دلیل کاهش تخمینی رشد هزینههای دولت و کاهش تاثیر رشد تولید ناخالص داخلی نفتی در سال 1402 به نرخ متعادلتری برسد. با وجود برنامههای اخیر دولت برای بودجه انقباضی سال 1403 و بهبود چشمانداز بودجهای، پیشبینی میشود که فشارهای بودجهای همچنان پابرجا بماند و همراه با مخارج خارج از بودجه، کسری بودجه تداوم یابد. آمار برآورد تورم نیز بهبود اندکی را نشان میدهد ولی انتظار میرود که نرخ تورم بالای 30 درصد باقی بماند. تامین مالی کسری بودجه و تاثیر تنشهای ژئوپلیتیک بر این وضعیت تاثیرگذار خواهد بود.
-
پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۲۱:۱۶:۵۷
-
۵ بازديد
-

-
پیام ویژه
لینک کوتاه:
https://www.payamevijeh.ir/Fa/News/1567976/